ناناس من

روزهای خوش با عشق مامان و بابا

بادکنای دندونی

اینم از موقعی که بابایی میخواست فاطمه رو نگه داره و دنبال یه چیزمیگشت سرگرمش کنه.مامانی گفت برین تو اتاقش و فاطمه از هر چی خوشش اومد بیاد باهاش بازی کنه. بابایی و فاطمه با بادکنا برگشتن و بابا گفت فاطمه همه بادکنا رو کشید که رو پرده اتاق وصل بود.بادکنا از جشن دندونی همینطور بادشده به یادگار مونده ...
30 مهر 1397

عشق سلفی

ازدوربین سلفی خوشت میاد و وقتی خودت رو میبی ذوق میکنی و میخوای گوشی رو بگیری از دستم ...
29 مهر 1397

عاشق دست گرفتن غذا

عزیزدلم یه هفته ای میشه که دوست داری خودت غذا دستت بگیری و بخوری.بهت نون و چوب جور و یا شیرینی میدم و با اشتیاق مزه مزه میکنی.مثل همیشه عادت به تست کردن غذا داری و اگه خوشت نیاد دهنتو سفت میکنی.ولی وقتی دستت میدم بیشتر تمایل داری بخوری ...
29 مهر 1397

پیاده روی

عشقم از اینکه همش تو خونه بمونیم حوصلت سر میره برا همین بعضی روزا که هوا خوبه با محمدمهدی میریم حیاط و قدم میزنیم ...
29 مهر 1397

عکس العمل در مقابل جاروبرقی

عشقم عکس العملت به صدای جاروبرقی دوره ایه.ماههای اول که با صدای جاروبرقی ارامش میگرفتی و بیشتر خوابت میبرد.چون میگن امثال این صداها شبیه رحم مادره.ماههای بعد میترسیدی و گریه کنان میومدی بغلم باید تو بغل میگرفتمت و جارو میزدم.الانم که ذوق میکنی صداشو میشنوی و هر جا میرم سینه خیز میای دنبالم و سیم جاروبرقی رو با هیجان میکشی ...
20 مهر 1397

پیاده روی

عزیزدلم با بابا همراهی کردیم موقع خرید.این چند روز بی ماشینیم توفیق اجباری شد برا قدم زدن و پیاده رویمون ...
18 مهر 1397

اشپزخونه

عزیزدلم عاشق اشپزخونه ای.مخصوصا وقتی من دارم ظرف میشورم با تلاش خودتو میرسونی داخل و با ظرفای مسافرتی بازی میکنی ...
18 مهر 1397
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به ناناس من می باشد