ناناس من

همدان.حیاط محوطه

عزیزدلم دو روزی میشه که اومدیم همدان تا همراه بابایی باشیم.صبحا که تتهاییم من و تو باهم یه گشتی تو محوطه میزنیم.تو هم که همیشه با کلید سوییت مشغول بازی هستی.   ...
14 آذر 1397

کادوی عمه نازی

دیروز غروب بعد جشن پاتختی دایی رحیم به اتفاق عزیزی و بابابزرگ راهی کرمانشاه شدیم.عزیزدلم خوش سفر بودی و بجز اول راه که حسابی بازیگوشی میکردی مابین مسیر حسابی خوابیدی.ساعت حول و حوش 4 صبح بود که رسیدیم خونه عمه .بابایی یکی دو ساعتی استراحت کرد و خوابید بعد از پیشمون رفت کرمانشاه امروز ظهر محمدرضا از مدرسه اومد و حسابی باهاش بازی کردی.بعدم بهار اومد و تو رو تو ماشینشون نشوندن و بازی کردی.عمه ناری هم این لباس قشنگ رو برات کادو خرید.دست عمه جون درد نکنه . ...
10 آذر 1397

مسیر برگشت از کرمانشاه

ناناسم مسیر برگشت اکثرا خواب بودی. همدان بیدار شدی شیر خوردی و ماهم صبحانه خوردیم. اونجا اولین تجربه تاب سواری تو بغل دختر عمت ستایش داشتی.بعدش کمی تو پارک گشت زدیم با ستایش و سنا بعدم حرکت کردیم.تو ماشین کمی تو کریر نشستی.در کل به قول بابا دختر نجیبی بودی و خوش سفری . فدای خانومی گلم بشم ...
14 مرداد 1397
1
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به ناناس من می باشد