فاطمهفاطمه، تا این لحظه 1 سال و 3 ماه و 12 روز سن دارد

ناناس من

دور دوم همراهی با بابا در همدان

عزیزدلم این سری دفعه دومی هست که بابا اومدیم همدان و همراهش شدیم .روزا من و خانم بلا تنهاییم و تو حسابی گشت میزنی تو خونه شیطونی میکنی.این سری خونه ای که هستیم بزرگتره و جا برای گشت زدن زیاد داری.این روزا خیلی خوب چهاردست و پا میری و با دور سرعت سریع طی میکنی مسیرا رو.دیشب باهات مسابقه دادم به روش چهار دست و پا .ازم جلو زدی. شیطونکم وقتی میرم اشپزخونه تو هم میای و کابینتا رو باز میکنی با کنجکاوی وارسیشون میکنی.امروز چند تا ازبشقابا رو شکستی و خودتم ترسیده بودی. این دو روز که اومدیم خیلی هوا سرد بود و زیاد بیرون نرفتیم.روز اولی که اومده بودیم رو زمین برف نشسته بود امروزم قرار بود بریم پارک کنار خونه اما چون سرما داشتم خونه موندی...
4 دی 1397

اولین یلدات مبارک عزیزم

عزیزدلم اولین یلدای با تو بودن شیرین بود.پارسال شب یلدا ماههای اخری بود که انتظار دیدنت رو میکشیدم و بابایی هم ماموریت بود.جمعمون جمع نبود و خونواده دو تا مامان بزرگا یلدایی نگرفتیم.منم خونه مامان محمدمهدی که با باباییش با بابا ماموریت بود یلدا گرفتیم.امسال تقریبا جمعمون جمع بود.یه شب خونه عزیزی یلدا گرفتیم که جای حکیمه و امیر خالی بود که بخاطر ابله مرغان نتونستن بیان .شب بعدشم خونه مادرجون که همه خونواده جمع بودیم.تو هم حسابی با حسنا و ترمه بازی کردی ...
3 دی 1397
1
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به ناناس من می باشد