فاطمهفاطمه، تا این لحظه: 8 سال و 9 ماه و 4 روز سن داره

ناناس من

فاطمه و زهرا دو گل خندانمن و امیدهای روز افزون من به زندگی و شاد زیستن با اونها حس سیال بودن پرواز دارمو

غذای کمکی زهرا

چند روزی هست که دادن غذای کمکی به زهرا رو شروع کردم، فاطمه خانمم که آبجی کوچیکه رو در حال خوردن فرنی میبینه علاقه پیدا میکنه و میگه مامان برا منم درست کن،برا فاطمه هر دفعه با یه طعمی درست میکنم،یه بار زعفرانی،یه بار کاکائویی و یا وانیلی،اما زهرا فقط با آرد برنج و شیرخشک. ...
8 بهمن 1401

با چیزای کوچیکم میشه شاد بود

گاهی وقتا با چیزای کوچیکم میشه شاد بود.   بابا این هفته برای مسابقات فوتبال رفته بود مشهد و تو راه برگشت گفت سوغاتی برات حلقه فنری اورده. من نمیدونستم چی رو میگه. اما تا بهت گفتم ذوق کردی وگفتی خودم میدونم چیه. اخه خونه دوستم دیده بودم و به بابا گفته بودم عکس بگیر ازش، بابا که ارزش مادی حلقه رو بهم گفته بود، چون فک میکردم ارزون خریدت بدردت نمیخوره و خوشحالت نمیکنه، اما برا تو ارزش معنویش بالاتر بود و میپریدی و میگفتی: بابا یادش مونده که من از چی خوشم اومده، اخه خونه محمدپارسا دیده بودم و خوشم اومده بود، تازه همسایمون حلما هم اینو داشت،از وقتی هم که بهت گفتم که بابا سوغاتی اورده چشم انتظار اوندن بابا بودی و ده باری بهش زنگ زدی و ه...
7 بهمن 1401
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به ناناس من می باشد